تبلیغات
پیشرفت در صنعت فضایی - دنباله دارها
تاریخ : دوشنبه 19 تیر 1391
نویسنده : امین شمس
جرام درخشنده ی آسمانی با دمی درخشان، {ستاره ی دنباله دار} نام

 دارند. دنباله دارهاعضومنظومه ی خورشیدی هستند ودر مدارها ی

معینی به دور خورشید در حال چرخش اند. انسان زا آغاز متوجه ی

حرکت ستاره ها ی دنباله دار بوده و گاه از حرکت سریع آن دچار

وحشت می شدند. اخترشناسان قدیم نمی توانستند زمان پدید آمدن

ستاره ی دنباله دار یا محل پیداشدن آن را در آسمان پیش بینی کنند.

مسیر ستاره ی دنباله دار در آسمان و زمان و محل ناپدید شدن آن نیز

قابل پیش بینی نبود. حتی پس از آنکه اخترشناسان توانستند حرکت

تمامی اشیا ی دیگر آسمان را بشناسند و سبب خورشیدگرفتگی و ماه

 گرفتگی را توضیح دهند، باز هم درباره ی ستارگان دنباله دار در

شگفتی بودند. ستاره ی دنباله دار در آسمان پدید می آمد، مسیری را

می پیمود و سرانجام نا پدید میشد. ایزاک آسیموف در این باره می

نویسد{انسانها} هرچه بیشتر به منظم بودن مسیر حرکت اشیا ی دیگر

 در آسمان پی می بردند، از ستارگان دنباله دار  بیشتر می ترسیدند. از

 این رو، تصور می کردند که پیدا شدن دنباله دارها در آسمان ممکن

است سبب رویدادهای ناخوشایندی مانند قحطی یا جنگ یا مرگ افراد

مهم در زمین شود. هرگاه ستاره ی دنباله دار پدیدار می شد، مردم

یقین می کردند که بزودی پیشامد های ناگواری در زمین روی خواهد

داد {که البتههمیشه روی می دهد} . مردم فکر کی کردند که پدیدار

شدن ستاره ی دنباله دار در واقع هشتاری است برای پیشامد های بد،

 و بار دیگر که ستاه ی دنباله داری دیده می شد خیلی بیشت می

ترسیدند. آیزاک آسیموف پس از شرح مفصلی درباره ب حوادثی که در

تاریخ روم و انگلستان اتفاق افتاد و مردم نادان آنها را ناشی از حرکت

برخی ستارگان دنباله دار دانستند، می نویسد واقعیت این است که

ستارگان دنباله دار نیز اشیائی هستند مانند اشیای دیگر آسمان و هیچ

گونه تاثیری بر زمین و خوشبختی یا بدبختی مردمان ندارند، اما مردم تا

هنگامی که نمی دانستند این ستارگان چه هستند، از کجا می آیند و

به کجا می روند یا چه عاملی سبب پدیدار شدن آنها می شود، از آن

می ترسیدند. خوشبختانه اخترشناسان کم کم پاسخ این پرسشها را

پیدا کردن و امروزه مردمان دانش اندوخته هیچ گونه نگرانی از ستاره ی

دنباله دار ندارند. ارسطو نخستین کسی بود که در دوهزار و سیصد

سال پیش ستاره ی دنباله دار را مورد بررسی قرار داد و چنین نتیجه

گیری کرد که <چون همه ی اشیا ی آُسمانی در مسیرهای منظم

حرکت می کنند و حرکت ستاره ی دنباله دار نامنظماست، بنابراین

ستاره ی دنباله دار نمی تواند یک شئ آسمانی باشد>. به تصور او

ستاره ی دنباله دار انبوهی از هوای فروزان بود حرکت میکرد و سرانجام

 می سوخت و به این ترتیب ناپدید می سد. از آنجایی مه ارسطو به

عنوان بزرگترین متفکر شناخته شد بود، دانشمندان در طول قرنها در

اندیشه ی آن نبودند که شاید نظریات ازسطو در مورد ستارگان دنباله دار

 غلط باشد. حدود هزار و هشتصد سال بعد از ارسطو، در سال 1472

یک اختر شناس آلمانی به نام رگیو مونتانوس {1436ـ 1476} ستاره ی

دنباله دار را مشاهد کرد و هر شب مکان آن در آسمان زیر نظر گرفت.

بررسیها او سرآغاز شناخت نوین از ستاره ی دنباله دار بود در قرن

شانزدهم اکتشافات مهمی درباره ب ستارگان دنباله دار انجام شد، از

جمله اینکه چون ستاره ی دنباله دار از برابر خورشید می گذرد ، دم آن

تغییر جهت می دهد. در سال 1576 تیکو براهه به رصد ستارگان دنباله

دار پرداخت. وی ستاره های بسیاری را رصد کرد و درباره ی آن اطلاعات

 سود مندی گرد آورد. دانشمندان در قرون بعدی به مواد سازنده ی

ستاره های دنباله دار نیز پی بردند. به تدریج معلوم شد که ستاره های

دنباله دار از سنگ، غبار و گاز و تشکیل شده اند. بسیاری از ستارگان

دنباله دار چنان بزرگند که تنها سر آنها چندین بار بزرگتر از خورشید

است و دم آنها میلیونها کیلومتر طول دارد و حاوی بخار آمونیاک، متان و

بخار آب است. چون نور خورشید به انها بتابد درخشنده به نظر می

رسند بزرگترین کشف در مورد ستاره ی دنباله دار ، کشف ادموند هالی

{1656ـ1742} اخترشناس و ریاضی دان و مخترع انگلیسی بود. وی در

سال 1682 ستاره ی دنباله دار را در آسمان به دقت بررسی کرد و با

استفاده از تئوریهای نیوتون در مورد مدار ستارگان دنباله دار و محاسباتی

که انجام داد، اعلام کرد که آن ستاره ی دنباله دار ـ که به نام هالی

نامیده شد ـ دوباره باز خواهد گشت و مسیر پیش بینی شده ای را در

آسمان پیمود. هالی خود تا باز گشت ستاره ی دنباله دار زنده نماند. او

در 86 سالگی ، در سال 1742 چشم از جهن فروبست، ولی این ستاره

 ی دنباله دار در سال 1758، پس از 76 سال، در همان بخش از آسمان

که هالی گفته بود پدیدار شد و همان مسیری را که هالی پیش بینی

کرده بود پیمود. آیزاک آسیموف در کتاب دنباله دار میگوید: تردیدی نبود

که این همان ستاره ی دنباله دار سال 1682 میلادی است که بازگشته

است. به این ترتیب، راز دنباله دارها تا حدودی آشکار شد. این ستاره

ها هم از همان قانونهایی پیروی میکنند که بر اجسام دیگر منظومه

یخورشیدی حاکمند و فقط مدار بیضی کشیده تری است. در واقع, بهتر

است ستارگان دنباله دار را سیاره های دنباله دار نامید. به همین سبب

است که ما در این کتاب اغلب آنها را دنباله دار ها نامیده ایم. ستاره ی

هالی به طور متوالی متوالی 1758،1835،1910و1986 مشاهده گردید.

بین سپتامبر 1909 و ژانویه ی 1911 مطالعات بسیلری بر روی این

ستاره با کمک تلسکوپهای قوی انجام گرفت . برخی از ستاره های

دنباله دار در فواصل کوتاه تری به زمین نزدیک می شوند، اما بعضی دیگر

 نیز وجود دارند که نزدیک شدن آنها به زمین هزاران سال یک بار انجام

میگیرد، زیرا هزاران سال طول می کشد تا گردش خود را به دور

خورشید کامل کنند. گاهی اوقات ستاره های دنباله دار که به کره ی

زمین نزدیک می شوند، در هم شکسته و به ذرات غبار تبدیل میگردند.

این ذرات وقتی وارد جو زمین شوند یه صورت شهاب در می آیند.

لانکاستر براون در این مورد که هالی کاشف ستاره ی هالی باشد

اظهار تردید میکند و می نویسد: مشهورترین ستاره ی دنباله دار ، هالی

 است. ستاره شناس انگلیسی، ادموند هالی ، برخلاف نظر شایع،

کاشف این ستاره نیست. هالی برای محاسبه ی مدار یک ستاره ی

دنباله دار یک ستاره ی دنباله دار ، که او و نیوتون در سال 1682

مشاهده کرده بودند ، از تحقیقات ایزاک نیوتون راجع به جائبه ی عمومی

 استفاده کرد . هالی در یافت که این جرم آسمانی همان ستاره ی

دنباله دار است که در سال 1607 ظاهر شد. و همچنین کپلر در سال 1531

 پتروس اپیانوس {1495ـ1552} نیز آن را دید بود. هالی مسیر آینده ی

این ستاره راحساب کرد وبه ابن  نتیجه رسید که ستاره یدنباله دار فوق

در سال 1758 مجددا دیده خواهد شد.

سیارکها


سیارک ها یا اخترواره ها و یا استروئیدها اجسام بسیار کوچک آسمانی

 هستند که در مدارهای نامنظم گرداگرد خورشید درگردشند. قطر

کوچکترین سیارک از یک کیلو متر کمتر است و بزرگترین سیارک کشف

شده قطر در حدود 800 کیلو متر دارد. مدار اکثر سیارک ها در فواصل

بین مریخ و مشتری واقع شده است 200 تا 800 میلیون کیلو متری

خورشید . دو فرضیه در زمینه ی منشا سیارک ها موجود است . فرضیه

ی اول آنها را با قیمانده ی مواد اولیه ی تشکیل دهنده ی مشتری و

مریخ می داند که از محدوده ی گرانش این دو سیاره به دور مانده اد ، و

 فرضیه ی دوم که جنبه ی تخبلی تری دارد،منشا این اجرام خرد را

سیارک گمشده ای معرفی میکند که بر اثر نیرو ی گرانش مشتری

متلاشی شده است.




آخرین مطالب
   
 
 
 
 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس